تبليغاتX
سیاستنامه

سیاستنامه

دست نویس های شخصی

خسته شدم از این همه مهورزی

 

1-                   خسته شدم از مدیریت دنیا،  از این که متفکران ما مدام سعی می کنند برای دنیا برنامه ریزی کنند و مشکلات آنها را حل کنند .

2-                   خسته شدم از این که جوانان ما مجبورند در پستوی خانه انرژی هسته ای اختراع کنند

3-                  خسته شدم از این که رئیس جمهور مجبور هر روز به ونزوئلا برن و این همه مسافرت کنند

4-                   خسته شدم از این که باید به ونک محله رئیس جمهور برم و گوجه فرنگی بخرم

5-                  خسته شدم از این که باید تعداد پست های الهام رو بشمرم

6-                  خسته شدم از شمارش پولهای آقای محصولی

7-                  خسته شدم از حفظ کردن نام آخرین مدیران

8-                  خسته شدم از نامه های بی پاسخ به سران دنیا

9-                  خسته شدم قطعنامه های شورای امنیت

10-               خسته شدم از این هم ورق پاره

11-               خسته شدم از مطلع شدن از این که رئیس جمهور الان کجاست

12-               خسته شدم از کاهش بودجه دانشگاه آزاد

13-               خسته شدم از هدف مند شدن یارانه ها به سمت جیب دوستان

14-               خسته شدم از نقادی آزاد ! رسانه ها

15-               خسته شدم از این همه خودروی ملی که جایگزین خودروهای مونتاژ

16-               خسته شدم از این همه پروژهای که هروز افتتاح شده

17-               خسته شدم از اعطای تخفیف به خاطر پول آب برق

18-               خسته شدم از کاهش تورم

19-               خسته شدم از کاهش جریمه های رانندگی

20-               خسته شدم از این اولین لایحه ها در رفع مشکل جوانان

21-               خسته شدم از این که این همه نیروگاه هسته ای افتتاح می شود

22-               خسته شدم از این همه بشکه نفت بر سر سفره

23-               خسته شدم از این همه آزادی

24-               خسته شدم از این همه رفاه

25-               خسته شدم از حضور بانوان در ورزشگاه ها

26-               خسته شدم از این همه سهام توزیع شده

27-               خسته شدم از این که باید دنبال دانشگاه کردان بگردم !

28-               خسته شدم از این که رئیس جمهور مجبورن هر روز به دانشجویان درجه (ستاره ) بدن !

29-               خسته شدم از دستگیری و آزاد کردن جاسوسان و خائنین

30-               خسته شدم از توزیع یارانه های سوخت !

31-               خسته شدم از این همه نرخ رشد و درامد سرانه !

32-               خسته شدم از این همه کار کارشناسی !

33-               خسته شدم از  اجرای طرح های مصوب دولت در استان ها !

34-               خسته شدم از آدامس فروش های که دور ور ماشین می لولند

35-               خسته شدم از درآمد بالای کارگران !

36-               خسته شدم از جلسه دادگاهای مفسیدن اقتصادی

37-               خسته شدم از خرید عینک دودی تا بتوانم سیمای نورانی رئیس جمهور را ببینم

38-               خسته شدم از بس که به این مردم حالی کردم رئیس جمهور قول نداد بود نفت بر سر سفره بیاورد

39-               خسته شدم از این همه مهروزی

 

این نوشته رو قبل از مبارزات انتخاباتی تنظیم شده بود اما لازم می بینم بعد از شروع فعالیتهای ستادی برخی بندها رو اضاف کنم

۴۰-خستم از رفاقتهای توخالی

۴۱- خستم از دورغ گویی ها

۴۲- خستم از بازی دادن ها

۴۳ -خستم از این همه شباهات میان دور طرف خستم

۴۴- خستم از این همه شارلتان بازی و شامورتی بازی

۴۵ -خستم از این همه آدم که تا دیروز هیچ کجای بازی نبودن الان برای آدم خط و نشون می کشند

۴۶ - خستم از این همه ادعاهای کذایی

۴۷ -خستم از آدمایی که همیشه دوست دارن اول باشند

و خستم از خودم از اعتمادهای بی جا به آدمهای بی جا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط کیانوش دل زنده   | 

خستگی دلمرده و آهای کش دار . قلب شکسته و درد دلهای بیمار . تنهای بی موزون و رفقای بیدار . قصه تلخ شنوندگان بی حال . مقدمه ای برای اظهار نا امیدی ، خستگی و تنهایی . اگر این روزها از من بپرسین چــــــــــــه خــــــبر می گم ؟ ســــــلامتی اگر بگین چی کار می کنی ؟ می گم هیچی . اگر بگین هیچی بیگم هیچی هیچیم نه . اما راستش هیچی . از کجا بگم اولین واژه که به نظرم وقار صادقانه ای داره خستگی می گم خستم شایدم بگم جدا خستم از چی ؟ از همه چیز .مثل یه تیکه چوب روی مرداب ساکت بد بو که بوی تعفنش آزارم می ده . به نظر هم چیزی عادیه . همه چیز بر مدار سکون همه چیز در مدار نا امیدی .وقتی دور نمای اطرافمو نگاه می نم جزء حرفای تصنعی که فقط برای ایراد شاید هم برای اظهار وجود تکرار می شن . بی خیال قهوتون سر نشه ....بچه کار م خوبن هر روز نحیف تر ، ریز نقش تر آنقدر که برای دیدنشون باید شیشه ماشینو پائین بکشی نگاشون کنی خوشبختانه دستشونم به بالا نمی رسه همه چیز عادی تر از عادی . آره مغازه دارای خیابان خیام هم چنان ساعت مغازرو باز می کنن ۱ می بندن . گشت ارشادم با هان صلابت در حال چرخشه . بنزینم که قراره باشه لااقل تا اخر انتخابات راستی رکسانام آزاد شد شنیدم قرار رئیس جمهور واسش کت شلوار از هاکوپیان بخره اما مثل اینکه هئیت وزیران گفته مانتو با صلابت تر . دلارا هم که اعدام کرد یه چند روز جیغ جیغ کردیم بعدشم دلارا هم در خاطرات . کلاسام خوبه امتحانا نزدیکه جزوه ؟ خوب اره خوب می نویسن . قهوتون تلخ شیر نمی خواد ؟ می خواین شیشه عینکتونو پاک کنم ، خوب شما بگین چه خبر ؟ نگین سلامتی . خیلی ممنون داشتم میومدم پوپر سلام رسوند می خواستم یه جلدم از کتاب جامعه باز و بسته بیارم یادم رفت . گره کراواتم اذیت می کنه . اپوزسیون در حال فعالیت برای انتخابات هستن  چه جالبه از فرانسه بگین کافه های خوب مردمی که یا کتاب می خونن یا در حال معاشقن . دلمرده نباش زندگی به این زیبای باید قدرشو بدونین خودتون عوضش کنین . عاشق شدی؟ من . همینطوری شوخی کردم . اهان بوی تعفن گرفته این کافه رو . بیخیال . قرار بود یه مقاله بنویسی چی شد ؟ زیاد مهم نیست دوستان رفتن تعطیلات وقت نداشتم هماهنگ کنی ؟ مگه مهمه می ترسم دلخورشن اخه ؟ خوب بشن اخه شنیدم چندتا فش دست ال یاد گرفتن که منتظر افادشم . خوب این که طبیعی آره بگذریم . چیزه دیگه میل دارین آره آزادی . شما چطور مرگ ؟تلخ یا با شکر بدون شیر بدون شکر این که خیلی سادس آره انقدر که همیشه از ترس همین سادگی گریه می کنم . چرا گریه این سرا جای خندس نه گریه آره خوب منم از خنده زیاد گریه می کنم چه تلخ .... بدون شکر ؟

می رسد قصه دیدار من تو/ می رسد حرفهای شیرین /می رسد رنگ زرد اظطراب /می رسد دورنمای سفید آرزو /. من تو خسته تر از عشق/ من تو دور تر از فهم/ من تو کوهیم بسان لحظه من تو دوست دار مرگ/ من تو دروغ آفرینش /من، تو ما / امیدی می دهی بر این مرده قبر / می دهی دورغی در طمع یاد / بگذریم از فلک آسمان / بگذریم از رویای دورغ / بگذریم از توجیح و تلقین شبانه / من عاشق چه به کار مرگ / من تو چه به ره یار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط کیانوش دل زنده   | 

همیشه از خود می پرسیدم چرا کشورهایی از نوع آمریکا می توانند در یک فضای آزاد با هم دیالکتیک کنند و مبارزات انتخاباتیشان را  در کمال دمکراسی طی کنند  ولی ما ایرانیان که از دو بالقوه ،  اسلام و ایرانیت بهره مند هستیم نمی توانیم حتی با آهنگ ملایم در رابطه با انتخابات صحبت کنیم ، گفتمان هتاک مآبانه برخی محافل درون دانشگاهی من را بر آن داشت تا به برخی هجویات پاسخ گویم ....

 1-انتخابات و مبارزات انتخاباتی برای اینکه تو خالی و نمایشی نباشد نیازمند نهادینه شدن ، فرهنگ سیاسی  است و برای نهادینه شدن فرهنگ سیاسی  نیازمند فضای باز و آزادی بیان و برای آزادی بیان نیازمند آزادی دست یابی وسایل بیان است .در غیر اینصورت ما با توده ای از مردم روبرو هستیم که به صورت آبگوشتی و سیب زمینی رای می دهند و رای اقلیت روشنفکر و دانشجو که براساس فهم و استدلال می باشد را از دورن تهی می کند . راز عقب ماندگی و نابالغی سیاسی پیشتر از آن که سهوی باشد تعمدی است و از سوی دول پوپولیست و عوام فریب بر توده مردم تزریق می شود تا بر روی موج ناآگاهی و عدم بلوغ سیاسی موج سواری کنند و هرچند یک باز توده ها را به سمت منافع خود جهت دهند  

 2-صاحبان منافع و کلیه ذی نفعان از ثبات وضع موجود  وقتی با فقدان مشروعیت روبرو می شوند و نمی توانند با دلیل و برهان برای خود مشروعیت بسازند و حیات منافع  خود را حفظ کنند و از مردم اطاعت مطالبه کنند  به روش سنتی  به تخریب و فریب متمسک می شوند و با وارونه جلوه دادن اخبار ، شانتاژ ، مصادره به مطلوب و تمامی این سطوح سفسطه گرانه سعی می کنند شاه بیت اصلی را پنهان کنند و با تکوین فضای مجازی و سرشار از توهم توطئه گرانه باطل را به طرف مقابل تزریق کنند . نداشتن تز و تاکید بر سنتزهای تخریبی که فقط بر سلب استوار و تهی از علل اثباتی است  و با  خوب بد جلوه دادن های  مجازی و تاکید بر مقدمه های سراسر دروغ از روشهای است که در مصدر آن ذهن مخاطب را در سیطره تناقض و فضایی سراسر خزعبل قرار می دهد این دگردیسی و چرخش گردون باطل از نبود آزادی و عدم اخلاق انتخاباتی ناشی می شود که زاده دیکتاتورهایی است که از خود هیچ برای ارائه ندارند و تنها به سلب و تخریب طرف مقابل می پردازند .

  یکی از نشریات دانشجویی در اقدامی تخریبی فرو تر از شعور دانشجو با ترویج احساسات و مصادره به مطلوب سعی داشت تصویری مجازی و دروغ از مهندس میرحسن موسوی ارائه کند و این ذخیره انقلاب را فدای منافع درون حزبی و باندی خود کند اما صراحت فکری یک دانشجو خیلی فراتر از آن است  که اساسا نیازی باشد بدان پاسخ دهم اما احساس نیاز و خطر من را بر آن داشت تا به برخی شبهات پاسخ گویم :  چقدر زندگی  میرحسین  با حضرت علی  ع شبیه هست  انگار که به راستی او یگانه پیرو اوست آن هنگام که مردم کوفه با اصرار او را پس از سالها سکوت به خلافت نشاندند و چه آن هنگام که اهل کوفه تنهایش گذاشتند و بر منبرها به او دروغ گفتند .  میر حسین موسوی از جمله معدود افرادی است که با وجود 8 سال نخست وزیری اکثریت از او به نیکی یاد می کنند این سابقه درخشان تا آنجاست که هموراه نامش در ذیل نام امام (ره )  و انقلاب می باشد نزدیکی میرحسین موسوی با امام تا آنجاست که هر گونه خدشه ای با آن جز دروغ و ریا کاریی نمی باشد .میرحسین موسوی سکاندار روزهای سخت است او اگر امروز پس از اصرارهای فراوان قصد اخذ این مسئولیت   را کرده  چیزی جز احراز وظیفه نیست چرا که ایران در بدترین روزهای اقتصادی و سیاسی خود است او اگر تشنه قدرت بود خیلی زودتر از اینها قبل از آنکه پیروان خط امام به سراغ خاتمی بروند قبای ریاست جمهوری بر تن کرده بود به او و خانواده اش هیچ وقت چیزی با عنوان فساد مالی یا کوچکترین بهره برداری اقتصادی به نفع خود نمی چسبد او از نظر سیاسی مستقل است بنابرین نیازی ندارد به جناح های مختلف باج دهد میر حسین معمار روزهای درد است او فرزند انقلاب است او یگانه راهبر و مدیری است که در بدترین شرایط کشتی ایران به منزلگاه رساند او یگانه ذخیره انقلاب است که اصول انقلاب آزادی و استقلال و جمهوری از یاد نمی برد و به ا صلاحات اعتقاد دارد او نه جمهوری را از فحوای خود حذف کرد و نه آزادی را نه استقلال را . او آمده این واژگان را که زیر دروغها رنگ دیگر گرفته را اصلاح کند میر حسین موسوی بسیجی قلبها است او آمد رنگ و لعاب متصلبان منافع را از دل برباید او آمده از اوصول گرایی تعریفی جدید ارائه دهد او آمده در کنار حفظ کرامت دیگر ملتها کرامت ملت خود را بیدار کند او آمد این ماشین را پرتگاه سقوط را متوقف کند و در حمایت شهروندان در مسیر اصلی خود قرار دهد میر حسین موسوی مدیری سلیم النفس است هیچ گاه حرص و طمع قدرت نداشته و این نمی تواند دلیلی بر مطلع او نبودن او از سیاست نباشد این خیلی کوته فکری است پست گرفتن و ادراه امور اجرایی را نشانه مطلع بودن او بدانیم .  میر حسین موسوی خاطره شیرین در ذهن بزرگترهایمان است 8 سال تجربه در نخست وزیری و وزارت امور خارجه است او اورجینال شعارهای اول انقلاب است او به آزادی یکی از اصول انقلاب باور دارد او معتقد است که مارکسیتها و انجمنهای غیر اسلامی می تواند برای خود تشکل داشته باشند چرا که اول نقلاب مرحوم بهشتی در تلویزیون با آنها مباحثه کرد و اسلام و انقلاب این ظرفیت را دارد که اجازه فعالیت به همه دهد او خواهان حفظ کرامت انسانی او یگانه کسی است که از توقیف مطبوعات یاد کرد او یگانه کسی است که ستاره باران شدن دانشجویان را با صراحت محکوم و در ادبیات متقلانه خود به دور از عوام فریبی به جمهوری و عدالت باور دارد . از منظر میرحسین موسوی عدالت بدون آزادی و آزادی بدون عدالت معنی ندارد او درخت کهنسال است که با گذشت زمستان ها استوار آمده تا شخصیت ایرانی را از زیر دورغها بیرون بکشد و بار دیگر جهانیان به ایران باور آورد او ژنرال پیروزی است او رئیس جمهور آینده ایران است .

 کیانوش دل زنده  

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط کیانوش دل زنده   |