تبليغاتX
ســـــیاســت نامـــــــــه
اگر دو مطلب قبلی پاک شد به احترام دوستان بود که یا مطالب را نخوندن یا اشتباه بر داشت کردن . طنز نویسی لطافت می خواد که من ندارم و بیشتر از او ظرفیت مخاطب می خواد که اونم در دایره دوستان من نیست شاید از امروز دیگه نشه دوست حسابشون کرد و من هم از این خیالا ندارم  . فکر نمی کردم که  انتقاد یک خودی تا این حد فحاشی  به دنبال داشته باشه اونم از سمت آدمایی که خیلی کم مطالعه می کنند و کمتر از اون فکر می کنند . ولی خلاصه پیش بینی حسین آذربایجانی خیلی زود تحقق پیدا کرد و این خنجر از نیام کشیده از سمت آدمایی که دوست به حساب میومد ما را هم در نیام بکشد . کاش می شد خیلی رک و رو راست از پشت پرده محفل دوستان نوشت که تا چه حد فاقد درک رفاقتی و مرامی هستند . اما لازم می دونم این تنگ ترک برداشت رفاقت را از نو بازخوانی کنم . و برای برخی باز خوانی کنم این محفل مثل یک سیستم می مونه که به تعداد آدمایی که وارد می شه یک عده تاریخ مصرفشون باطل می شه و باید خارج بشن ، که تاریخ مصرف ما هم باطل شد و خیلی راحت اخراج شدیم البته این سیستم ورودی برای برگشتی ها هم دارد . هر حرف و هر انتقادی در دایره دیکتاتوری بازخورد می کنه و هرکس به خودش این اجازه را می ده که فراتر از شعورش برای دیگران خط و نشون بکشه .

اما از رفیق ام بگم ...................

رفاقت یعنی چی یعنی رفاقت یعنی مرام یعنی یه جای فراتر از دایره آدمهایی عادی برات مایه بزارن رفاقت این نیست که یک چای و سیگار باهم بکشیم چهارتا حرف از این اون بزنیم بخندیم رفاقت یعنی پشت هم ایستادن . با این تعریفی که من از رفاقت دارند این دوستان که بیشتر قصد دارند نقش قیم منو بازی کنند جای ندارند . خواهشا دیگه نه با من تماسی داشته باشند من علاقه ای دارم با این دوستان رابطه داشته باشم حفظ این رفاقت توامان با تحقیر من است و من هیچ علاقه به تحقیر و توهین هاشون ندارم . اگر دوست دارند بیان فش بنویس چون تا آخر انتخاب این وبلاگ دیگه به روز نمی شه و قصا داره برای همیشه این عامل رفاقت را برای همیشه از صحنه مجازی پاک کنه

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت توسط کیانوش دل زنده |