تبليغاتX
ســـــیاســت نامـــــــــه

مراد  از نگارش این فرضیه که ((صیرروت تاریخی می تواند نگرش هر واقعی را نسبی نشان دهد و اینکه انقلاب پدیده غیر قابل پیش بینی است  ))جدلی بود بسان سایر مراودات دوستانه که پس از خمیازهای کشدار و سیگارهای  پشت سیگار از دهان گوهر بار برادر وحید مورد افاده قرار گرفت توسط من به رشته تحریر آمد . اگرچه کلیت فرضیه را دوست عزیزم صادر کرد ولی ابواب تضارب و تقارب آن سیر فکری من است .که در ذیل به صورت ساده و پرهیز از هرگونه استدلات پیچیده غامض به تحریر در آمده است

شاید اتکای صرف به رهیاف مزبور یعنی انقلاب " زایده دیکتاتوری است " عقلایی محسوب نشود و بتوان ان را با قیاس این نکته که هر انقلابی بدین صورت  پایان نمی یابد رد کرد ولی سبر تاریخی و واقعیت بر وجحه این موضوع کاملا قابل قیاس است .

آیا ماکیاول نگری در پرتوی واقعیت به انقلاب ها در فرایند دیالکتیکی جبر تاریخی صحیح است ؟

آیا می توان از انقلاب به توسعه رسید  ؟

آیا هزینه احتمالی انقلاب و حوادث پیش بینی نشده ان می تواند راه را بر اصلاحات مرجح دانست ؟

آیا وجود رهبر کاریزماتیک برخاسته از توده ها در صحنه نخبه انگاری درون سازمانی در جامعه بسته که فرهنگ استبدای در آن باز تولید می شود می تواند تغییری ایجاد کند ؟

سه خصیصه آمریت ُ توهم توطئه . و غیر عقلایی بودن در تمامی انسانها وجود دارد ؟

چرا تجربه تاریخی از لنین /استالین /کاسترو / مائو / و خیلی ها ی دیگر دیکتاتور ساخت ؟

و چرا آزاد مردانی چون النده یا مصدق محکوم به کودتای می شوند که مردمش هیچ گونه واکنشی نشان نمی دهد

واقعیت امر آنجاست که تمامی پدیده های که به انسان محتوم می شود متغغیر است .

و در عرصه سیاست نمی توان به هیچ حقیقت مطلقی رسید چون منفعت غیر قبال توجیح است

به عنوان مثال لیبرالیسم به عنوان ادعای از ازادی که جولانگاه فیلسوفان مختلف است در همان وهله اول ازادی را برا ثروتمندان محقق می داند

از آنجاست که مطرح می شود

و اینکه ایا اساسا هر حرکت خوبی منجر به رهیافت خوب می شود و یا هر حرکت بد منجر به بدی و اینکه ایا اساسا دیکتاتوری بد است یا ازادی خوبی

پس اگر دبکتاتوری بد است پس امنیت ناشی از ان چه می شود و اگر آزادی خوب است هرج مرج ناشی از ان چه می شود تاریخ سرشار از واقعیت های متناض است و تمامی پدیده های که به نوعی به انسان و جوامعه انسانی محتوم است . واقعیت انجاست که سیاست و سیساتمداران به دنبال حقیقت نیستند و واقعیت انجاست که به دنبال منافعند این منافع گاه محدود به خانواده گاه به اکثریت . و هیچ ازادی نیست چون همواره اقلیتی هستند که نمی توانند منافعشان با سایر اکثریت جور آید .

اینجانست که این سوال پیش می اید تربیت یک انسان ساده تر است که به کمک ان بتوان  آزادی را در سایر قانون تزریق کرد یا آزادی اکثریتی که باید میلیون ها انسان را برای برداشت واحدانه از ازادی تربیت کرد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت توسط کیانوش دل زنده |

حزب توده  و اپوزسیون قانونی

نورالدین کیانوری

در عصر تحول انقلابی و  خانه تکانی دوباره حزب توده ، طراح اصلی و استراتژیست حزب نورالدین کیانوری (1378-1294)،که در سال 57 وارث حزبی شده بود که هیچ گونه پایگاه اجتماعی در داخل ایران نداشت و تاثیرش در انقلاب اگر نه هیچ ، چندان قابل توجه نبود و در میان بخش وسیعی از مردم به ویژه روشنفکران انقلابی چهره منفی داشت و ابزار دست  شوروی بود . [1] در زمانی که مکتبی ها ، لیبرالها و چپهای چریک مآب در متن حادثه بودند رهبران حزب توده در خارج از کشور به راستی از متن حادثه به دور بودند و بازگشت آنها به ایران تداعی گر عقاید اپورتونیستی و برداشت غنایم جلوه می کرد . این ادعا آنجا ملموس می شود که سران حزب بر پایه استراتژی (اپوزسیون وفادار قانونی پی می ریزد و در فاش کردن اطلاعات احزاب برادر (چپ ) ابایی ندارد .  ادامه مطلب ......

حمایت از رزمندگان جنگ ایران و عراق ، میانجی گری میان اقوام و جمهوری اسلامی در منازعات قومی ، افشاگری کودتا نوژه و  نامه کیانوری به آیت الله خامنه ای  (ره ) که در آغازین بحث می آورم  خود  به تنهایی گویای این مدعاست که وفاداری خود را به نظام  تکرار می کند   . شگفت آنجاست که در طول تاریخ کمونیسم در ایران و در دیگر نقاط دنیا بسیار به ندرت یافت می شود که یک سازمان مارکسیستی در سرکوب سایر گروهای مارکسیستی دیگر با حکومت همکاری می کند [2]



[1] مازیار ، بهروز ، ترجمه مهدی پرتوی ،  شورشیان آرمانخواه (تهران : انتشارات ققنوس ، 1380 ) ص211

[2] همان ، 215


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت توسط کیانوش دل زنده |