صحبت و اعمال نظر توام با قضاوت پيرامون يك حركت جمعي كه اكثريت مردم يك جامعه مستقيم و غيرمستقيم طي يك پراكسيس تاريخي در آن دخيل بودند، سخت پرشائبه است، به ويژه اگر اين قضاوت با گذر زمان با آرزوهايي مواجه شده باشد كه هر روز برآن رنگ واقعيت مينشيند.
گروهي از انديشمندان حوزهي انقلاب وقتي ميخواهند تعريفي از اين رويكرد ارائه دهند يا اصل را بر تقبيح آن ميگذارند و يا بر تصديق آن، همواره با يك رويكرد اخلاق مدارانه، انقلاب را با خوب و بد ميآميزند.
آلبرکامر ميگويد: روح انقلاب كلاً در اعتراض انسان به سرنوشت بشري نهفته است.(۱)
دكتر شريعتي، انقلاب را تجلي اراده جامعه كه حق تعيين حاكميت و مسووليت بر سرنوشت خويش را دارد. (۲) بيان ميكند.
يا گروهي ديگر از ستايشگران انسان را سازنده تاريخ ميدانند كه خود در جريان يك بسيج انقلابي ساخته ميشوند(۳) و در مقابل تمامي اظهارات فوق، جانسون، انقلاب را يك عارضه و آسيب فرهنگي- رواني ميداند.(۴) يا گروهي ديگر از مزمت گران، انقلاب را چيزي جز جابجايي قدرت از عدهاي به عدهاي ديگر همراه با كشتار، تخريب منابع، آثار و گسيختگي نظلم امور و بروز كينه توزيهاي فراوان اجتماعي و انحطاط فرهنگي نميدانند. يا به تعبير سادهتر بازگشت ارزشها و عملكردهاي پيشين پس از چند روز اول خوشگذراني و شكرگزاري، اما اگر از اين رويكرد ارزش محورانه توام با خوب و بد كلام بگذريم، علل انقلاب را چه بايد دانست. گروهي انقلاب را گياه مصنوعي كاشته شده توسط باغبان ميدانند و گروهي ديگر انقلاب را گياه خودرويي كه بذرهاي آن در خودكامگي و فساد افشانده ميشود.(۵)
گروهي از انديشمندان حوزهي انقلاب وقتي ميخواهند تعريفي از اين رويكرد ارائه دهند يا اصل را بر تقبيح آن ميگذارند و يا بر تصديق آن، همواره با يك رويكرد اخلاق مدارانه، انقلاب را با خوب و بد ميآميزند.
آلبرکامر ميگويد: روح انقلاب كلاً در اعتراض انسان به سرنوشت بشري نهفته است.(۱)
دكتر شريعتي، انقلاب را تجلي اراده جامعه كه حق تعيين حاكميت و مسووليت بر سرنوشت خويش را دارد. (۲) بيان ميكند.
يا گروهي ديگر از ستايشگران انسان را سازنده تاريخ ميدانند كه خود در جريان يك بسيج انقلابي ساخته ميشوند(۳) و در مقابل تمامي اظهارات فوق، جانسون، انقلاب را يك عارضه و آسيب فرهنگي- رواني ميداند.(۴) يا گروهي ديگر از مزمت گران، انقلاب را چيزي جز جابجايي قدرت از عدهاي به عدهاي ديگر همراه با كشتار، تخريب منابع، آثار و گسيختگي نظلم امور و بروز كينه توزيهاي فراوان اجتماعي و انحطاط فرهنگي نميدانند. يا به تعبير سادهتر بازگشت ارزشها و عملكردهاي پيشين پس از چند روز اول خوشگذراني و شكرگزاري، اما اگر از اين رويكرد ارزش محورانه توام با خوب و بد كلام بگذريم، علل انقلاب را چه بايد دانست. گروهي انقلاب را گياه مصنوعي كاشته شده توسط باغبان ميدانند و گروهي ديگر انقلاب را گياه خودرويي كه بذرهاي آن در خودكامگي و فساد افشانده ميشود.(۵)
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت   توسط کیانوش دل زنده
|

