چپ در ایران
چپ مداری در ایران سبقه طولانی دارد چه ان هنگام که مشروطه آغازیدن گرفتن چه ان هنگام که پرچم جمهوریت وزیدن گرفتن . اما در دو حالت سرنوشت از ، سرنوشت و تاریخ تکرار شد . چپ مداران ایرانی بدون درک درست از واقعیت اشتباهات خود را تکرار کردن.و این شائبه به اینجا ختم نشد و انقدر تعدیل ها و تعطیل ها به وجود اوردن که خود در کوچه کوچه تفکر مارکس به یغما رفتن .
رنگ سرخ رنگ بیداری است و تفکر چپ تفکر پویا و زنده است آنان که می گویند مارکسیست فراموش شده است سخت در اشتباهند ؛ شاید چپ غیرواقعی و لنینستی از بین رفت باشد اما پر واضح است که چپ ایرانی بیدار است .
چپی که به دور از تعصب و با پذیرش اشتباه گذشته خواهان حیات است ؛ رنگ سرخ ؛ نوع حکومت یا روش هدایت زندگی نیست که با آمدن فصلی از دنیا رود رنگ سرخ رسمی است که در هر زادگاهی متولد می شود اما قابله های آن چه کسانی هستند پزشکانی که در بیمارستان عمومی او را به دنیا می اورند یا که نه پزشکانی که در کلنیک خصوصی با دستان خود .
چپ بیدار است چون ظلم و مظلوم همچنان دو واژه منقسم است .
گرچه امروز سوسیالیست و تفکر سوسیالیستی ابزاری برای پز های روشنفکری شد و سوسول های عرصه سیاست خود را به آن می آویزند اما چپ ایرانی بیدار است . تاریخ به تنهایی گواه این مدعاست که دو آفت چپ را در ایران به شکست محکوم کرد ؟ تعصب و صحه گذشته بر تمام اشتباه گذشتگان و غیر بومی دانستن تفکر چپ .
انشعابات کذایی که بر اساس هوی و هوس روزانه شکل می گرفت گروهی خواهان چپ لنیستی بودند و گروهی دیگر شعار دورد بر تروتسکی می دادند . صدای افراد هر روز در اردوگاه چپ بلند بود مائو به رسم چینی و کاسترو به رسم کوبایی غافل از اینکه چپ مختص فرد یا کشوری نیست
سیستم حزبی بی سرته به دور از آنالیز کردن تفکر چپ بیشتر به بنگاهی می مانست که چشم کور بسته به دنبال شوری می چرخیدند در آن هنگام که منافع ملت خود را فدای (نفت شمال ) کرد ند ممیزی میان فعل چپ و فاعل چپ احراز شد .
عدم حمایت از دولت مصدق را دیگر نمی توان بر آن صحه گذاشت انانی که او را به اصطلاح عامل امپرالیست دیگر می دانستند و با چه بد بیراهای او را متهم می ساختند . و آن هنگام که او نیاز به کمک داشت آقایان در اتاق خود نشسته بودند و تصمیم می گرفتند که در این قسمت از تفکر مارکس حمایت از نظام بورژوایی م یتوان تعدیل به وجود آورد؟ خیانت شوری را نمی توان کتمان کرد که پول های مصدق را بلوکه کرد تا او را به زمین زند اگر چپ را در چپ شوری محصور می ماند که همین انسان چپ نباشد بهتر است کسانی که دستهای خیانتشان در آذربایجان ؛ قتل ثقته السلام همچنان رنگین است به توپ بستن مرقد امام رضا را نمی توان فراموش کرد چه بی شرمانه غلامی این رجال افسار گسیخته .اما چپ در ایران زمانی به دنیا آمد که مرحوم استاد بزرگوار دکتر علی شریعتی او را از حسینه ارشاد فریاد زد ولی افسوس که رنگ شرق چنان چشم ها و گوش ها را بسته و کر کرده بود که هیچ کس متوجه نشد این کودک یتیم از آن کیست