تبليغاتX
ســـــیاســت نامـــــــــه

عاشواری دیگر

سناریو سازی و کوفتن خنجر عداوت و دشمنی بر سینه تشکل های دانشجویی همچنان ادامه دارد . روزگاری توسط عمال رژیم پیشین جگر از جگر دانشجویان  دریده میشد  امروز توسط گروهای پادگانی و اولترا متحجرین این زائرین حرم عصر؛ جاهلیت و بربریت دریده میشود  . اینان؛ این کاسه لیس ها  و این دورقاب چین ها وقتی نفس خود را دیگر طاقت دویدن در مارتن  دگراندیشی و گفتمان را تنگ دیدند کمر به قتل دوباره فرهنگ این مرز و بوم و با نام انقلاب زدند که شاید تجربه به اصطلاح موفقیت آمیز خود را بار دیگر تکرار کنند و . دانشجویان را از تیغ جاهلیت دستچین کنند این قدرت پرستان و کاسبان دین که شعار انقلاب میدهند همان ها که از انقلاب فرهنگی جز سانسور و دستچین کردند چیزی نفهمیدند و از انقلاب در دانشگاه ها فقط نام فرهنگی آن انجام نشد . دانشجویان و استادان پاکسازی شده . دانشجوهای به زندان رفته و اعدام های مکرر به نام شرقی کاری و غرب بازی . فبها المراد

چند روزی از اهانت به مقدسات آنهم در آزمون استخدام معلمان  آنهم به چه شکل وقیحانه ای نمی گذرد  پس کو این کفن پوشان و سینه درها که  واویلای  علی زمان می دهند پس کو ان نیروهای بسیجی . چه جالب که چند ماه از این فاجعه گذشت  و حای اعتراضی آنهم در حد یک بیانیه به گوش هیچ کس نرسید اما امروز به صورت لجستیکی و چریکی به دور امیر کبیر خندق زدند و فریاد اما ا ما سر دادند در زشتی و عداوت این عمل هیچ شک و شبه ای نیست که کمر به قتل دیانت و اسلامیت زدند اما چه کسی از این بازی سود می برد انجمن اسلامی که چند روزی از خرابی دفترشان نمی گذرد ؟ با بسیجیان ؟ گروه اول که از فواید انتقام در حد اقلیات تعطیلی دفترشان محقق می شود یا بسیجان که در حداقل بسته شدند این دشمنان که در ماراتن باز فکری از آنها شکست خوردند آری این سناریوی از پیش ساخته شده چه زود لو رفت و نمی دانم سرآخر چه کسی در این بازی باید قربانی شود و سر کدام بیگناهی این بار به دار این عمال زور آویخته میشود . چیزی که پر واضح است این است که حال  بابک زمانیان و احمد قصابان وخیم است و   باری دیگر امیرکبیر عاشوراست نه به دست یزیدیان و دشمنان به دست منافقان .

پارتیزان

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

بادمجان دور قاب چی ها در تشکل دانشجویی

مشتی کاسه لیس و بادامجان  دور قاب چی با مرده به دارآویزی سعی در ساختن تشکلی به نام جنبش دانشجویی کردن تا با هتاکی به روح و فکر دانشجو آنان را در مسلخ خود زنی و خود سانسوری به فراموشی ماندگار کنند  . تا دیگر نه یادگاری نه ماندگاری از این تشکل تاریخی به خاطر باشد تا زیر پرچم پر سابقه آزادی دانشجویان را در سینه خود نگه دارد  این خود فریفتگان و جاعلین ارزش ها چه زیبا شعار را به عنوا ن بیانیه منتشر ساختن و چه افسوس که دگراندیشی گفتمان و هزار کلید واژه برای آنان بادی بود در فراسوی گوش . و افسوس چه ارزش های دیرینی بود دوستی ،آزادی ، برادری ، جنبش دانشجویی . مشتی به اصطلاح دانشجو چنان فریفته جان و مال دنیا شدند که با عداوت و کینه با خنجر بر  جگر دوستان  خود کوفتند تا از خون آنها نام ضحاکی دیگر ار حک کنند .

این خود شیفتگان چنان بر مسند قدرت تکیه زدند و چنان جذب قدرت شدند که در هوای این بادیه ره  به فراموشی سپردند که روزی شعار از انتخاب و گزینه انتخاب می داند  و در کوی این خود باوری چه زیبا به ما دانشجویان خندید و با این حقه ها ما را به سخره گرفتن .مشتی را با الفاظ دروغین  به ناقض ارزش ها محکوم کردند و با بسته کردن انتخابات جمعی دیگر را مود عتاب قرار دادند این نیز بگذرد 0000000000000

دبیر تشکل ها که از این مقام چه زود راه تعالی در ارکان حکومتی را پیمود ند و امروز به عنوان کابینه سایه  با مهر  چینی  و تکان دادن نخ های خیمه شب بازی به بازی خود ادامه می دهند .همان ها  که تشکل های دیگر را به جرم  همکاری با احزاب متهم می کردند و جلسه ای فلان تشکل را  در فلان حزب را دلیل بر  همکاری با احزاب می دانست . و خودشان را از یاد بردند که در فلان حزب به دریوزگی مشغول بودند که از این کاسه لیسی شاید به استخوانی برسند همان کاسه لیس ها و مروجین فلان آقا و فلان حزب ( به دلیل ملاحظات نویسند از نام فر د و نام حزب خود داری کرده ) ا

بگذریم ما ماندیم و خواهیم ماند برای آزادی همان گونه که پدرانمان برای آن خون دادند امروز وقت آن رسیده که  به دمل چاقو بزنیم  و این اولترا متحجرین  را از این بادیه بیرون بریزم و خود  را به عنوان پاسدران  جنبش دانشجویی متعصب قرار دهیم و نگذاریم این کاسبان دین و دنیا بار دیگر به تمسخر ما بخندند فشاری همگانی چند روزی فشار که قیمتش به 1 سال خندیدن به من شما می ارزد اجازه ندهیم دوستانمان را به دلیل تفکری آزاد  و جمهوری خواه به زیر تیغ رد صلاحیت بدهند آنهم به دست کسانی که صلاحیت خودشان مورد شک است افتراء در بادیه دیانت به دست این شغال ها . 

 

پارتیزان

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

مسئول کميته انضباطي که هفته پيش يکي از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان را به اين کميته احضار کرده بود، با اشتباهي در بيان آن چه نبايد گفته مي شد، رد پاي مسئولين دانشگاه در واقعه ي نشريات جعلي و توهين به مقدسات نشان داده است.
دانشجوي احضار شده در تريبون آزاد “دانشگاه در حصار ميله ها در مورد مصاحبه ي عباس حکيم زاده با سايت روزنا گفته بود: اين مصاحبه در ساعت ۱۵:۳۰ انجام شده و ساعت آن به اشتباه ۱۰:۳۰ ذکر شده است. اين مصاحبه مستمسک نيروهاي انصار بود که در پشت درب دانشگاه تجمع کردند.
دانشجوي ياد شده در توضيح اين ادعا به مصاحبه ي عباس حکيم زاده اشاره مي کند که در آن، از دستورالعمل منع انتشار کليه نشريات دانشجويي انتقاد شده است. اين آيين نامه توسط مدير کل فرهنگي و به دليل چاپ مطالب توهين آميز صادر شده بود. با توجه به زمان صدور اين اطلاعيه (ساعت ۱:۳۰) عباس حکيم زاده نمي توانسته در ساعت ۱۰:۳۰ راجع به آن اظهار نظر کند.
مسئول کميته انضباطي با رد ادعاي اين دانشجو، مي گويد، روزبهاني مدير کل فرهنگي شب قبل از انتشار نشريات (يکشنبه) از کميته انضباطي در مورد امکان قانوني منع انتشار نشريات استعلام نموده بود، و اين تصميم در همان شب اتخاذ شده است.
گاف مسئول کميته انضباطي، با نشان دادن عاملين اصلي اين قضيه به حل اين معما کمک زيادي خواهد رساند. محمد روزبهاني و بويژه تقي خرسندي به زعم اکثر دانشجويان، متهمين اصلي اين پروژه بوده اند و با اين گفته مسئول کميته انضباطي، ادعاي مذکور اثبات مي شود.
محمد روزبهاني در دوران دانشجويي خود و در زمان رخ دادن قضيه نشريه موج، نامه اي در سطح دانشگاه منتشر کرد و در آن خواستار اعدام مسئولين آن نشريه شده بود.
در حال حاضر ۶ دانشجوي بي گناه پلي تکنيکي در زندان، تحت فشار و شکنجه، براي اعتراف به گناه مسئولين دانشگاه هستند تا هم انتقام واقعه ۲۰ آذر را داده باشند و هم مشاورين و معاونين امنيتي احمدي نژاد و دوستان سابق سعيد امامي، فضا را براي سرکوب دانشگاه آماده تر سازند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

تغییر رنگ و تناقض در گفتار یکی از خصایص بی بدیل ایرانیان می باشد اما این خصیصه به نوعی با فراموشی ملت ما عجین شده است که ما را در ورطه فراموشی تاریخی به سقوط سوق داده است تا همیشه یه عنوان ناجیان تکرار اشتباه احمق قلمداد شویم و کسانی را به عنوان قهرمان جلوه دهیم که هیچ سنخیتی با قهرمان ندارند

 

((زيباكلام : اخراج دانشجويان و اساتيد منتقد وضع موجود و تصفيه دانشگاه از عناصر ناراضي و منتقد حكومت را نمي‌‏توان «انقلاب فرهنگي» نام نهاد بلكه بايد
«تصفيه استالينيستي و هيتلري» نام گذاشت.))

جناب زیبا کلام خود یکی از بانیان انقلاب فرهنگی اول بوده اند

احمد توکلی نماینده تهران و مدافع حقوق کار گر در مجلس ول مخالف نرخ ثابت حقوق کارگران بوده اند با استدلال اینکه از احادیث قران این مدل برداشت می کنند

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

در باره حوادث ناگوار روزهای اخیر دانشگاه

 

بی گمان، رخ دادن هر تحولی، هم موافقانی دارد و هم مخالفانی. یک گروه در جهت پیشبرد تحول میکوشند و گروه دیگر در جهت کارشکنی در مسیر تحقق آن. در دانشگاه امیرکبیر نیز چنین جبهه بندی ای در سالیان اخیر پدید آمده است؛ چرا که تحولی مبارک در راه است. تحولی که غایت آن عبارت است از عملیاتی شدن آرمانهای امام راحل (ره) و فرمایشات مقام معظم رهبری (حفظهالله) در خصوص «دانشگاه اسلامی».

 

دانشگاه اسلامی، دانشگاهی است که در آن تشکلی با عنوان انجمن « اسلامی»، علیه مقدسات اسلامی و ذاتیات انقلاب اسلامی، سیاست گذاری و تصمیم سازی نکند و زیر لوای اسلام و سابقه تاریخی انجمن های اسلامی و با تکیه بر بودجه بیت المال مسلمین، دانشگاه را به جولانگاه نیروهای اپوزیسیون لیبرال و سکولار و ضد انقلاب مبدل نسازد! در دانشگاه اسلامی، نشریات دانشجویی در راستای رشد علمی، تعالی معنوی و تعمیق باورها و ارزشهای اسلامی حرکت می کنند، نه اینکه نشریات به ظاهر مستقل و در واقع، وابسته به انجمن های اسلامیاسلام را یک امر تاریخی محض بدانند و عصمت پیامبر و ائمه را انکار کنند و حجاب اسلامی را به سخره بگیرند و دین و سیاست را متضاد بینگارند و ولایت فقیه را ناکارامد معرفی کنند!!! دانشگاه اسلامی، دانشگاهی است که در آن منطق و عقلانیت حاکم است؛ نه خشونت و نه چاقوکشی و شیشه شکستن و هتاکی!

 

دانشگاه اسلامی، سرشار از صداقت و شفافیت و شهامت تئوریک است؛ نه آکنده ازتفکر اتقاطی و جو فروشی و گندم نمایی! تشکلهای دانشجویی در دانشگاه اسلامی، از نخبگان متعهد حوزه و دانشگاه مشاوره می طلبد، نه از فعالان مراکز جاسوسی و امنیتی آمریکا و استراتژیستهای کاخ سفید! در دانشگاه اسلامی، مظاهر شئون اسلامی و احکام دینی و چهرههای مملو از معنویت و بندگی به چشم میخورد، نه تمسخر احکام اسلامی و لاابلیگری و اباحیگری و برهنگی در پوشش!

 

از وضعیت فعلی فضای سیاسی و فرهنگی دانشگاه صنعتی امیر کبیر را با ملاکها و معیارهای مذکور- که بر گرفته از سخنان امام خمینی و مقام معظم رهبری است- ارزیابی کنیم، به چه نتیجه ای دست می یابیم؟! چرا اکثریت دانشجویان دانشگاه باید همواره از وجود چنین فضایی، آزرده خاطر و جگر سوخته باشند اما مسئولان دانشگاه و وزارت علوم، کوچکترین حساسیتی نسبت به اصلاح بنیادی فضای فرهنگی و سیاسی دانشگاه امیر کبیر نداشته باشند؟! آیا برای این جنجالها و کشمکشهای فرساینده و هتاکی های مخرب و ارزش سوزی های گزنده، پایانی هم قابل تصور است؟! این جماعت اندک از کدام محفل و مرکز شیطانی، خط می گیرند و با تکیه بر کدام قدرت بیرونی، این چنین در مقابل انقلاب، عرض اندام می کنند؟! آیا در قانون مجازات اسلامی، کیفری برای آشوبگران و هتاکان و قداست شکنان در نظر گرفته نشده است؟! دانشجویان این دانشگاه، تا چه هنگام باید شاهد غوغاسالاری و آشوب طلبی بقای تفاله گونه دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه باشند؟! آیا ریاست دانشگاه و مسئولان وزرات علوم نمی دانند که گام برداشتن در مسیر جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم، در چنین فضایی ممکن نیست؟!!

 

اگر مسئولین دانشگاه، خود را در قبال این جریان مخرب و وحشی، مکلف و مسئول نمی دانند، آشکارا اعتراف کنند تا دانشجویان مؤمن و انقلابی، خود مستقلاً پا به میدان بنهند و طعم مرگ آلود غضب علوی را به این جریان موذی، سودای خام برقراری پیوند با گروههای محارب و برانداز نظام را در سر می پرورانند و به خیال خود می خواهند دانشگاه امیر کبیر را به قلب تپنده جنبش دانشجویی ضد انقلاب تبدیل نماید! ما نمی توانیم بنشینیم و بنگریم عده ای اراذل و اوباش و دانشجو نما به مقدسات دین ما اهانت میکنند و در لفافه نقد رهبرمان که از جانمان عزیرتر است اهانت می کنند و در مقابل از سازمان منافقی خلق حمایت میک نند و خواهرانمان را به ضرب شیشه و سنگ مجروح می سازند!

 

چه خاکی بر سر و روی بریزیم که مقام معظم رهبری را دیکتاتورمی نامند و شعار مرگ بر دیکتاتور در نشریات خود درج میکنند؟! زشتترین و شنیعترین منکرات به حوزه علمیه قم و روحانیت معظم اسلام نسبت می دهند! خواهران چادری را کلاغ های سیاه می نامند و این تعبیر رکیک را تیتر نشریات ضاله شان میکنند! و اعتقاد به حضرت بقیه الله اعظم (اروحنا له فدا) را خرافه و اسطوره میدانند.

 

اینک دیگر تقیه جایز نیست
بی خطبه شقشقیه جایز نیست

 

هشدار! هشدار! چنان چه مسئولین مربوطه همچنان قصد دارند به تماشای این فیلم مستهجن و چندش آور بپردازند، بدانند که با این بیانیه ما «بند میم وصیتنامه امام عزیزمان» را عملی ساختیم. اما اگر باز هم انفعال و سکوت و تماشاگری مسئولین ادامه یابد با اینان آن می کنیم که تاریخ حیات دانشگاه امیر کبیر و بلکه جنبش دانشجویی ایران به خود ندیده باشد.

 

بدون کوچکترین تردیدی مسئولان بی کفایت دانشگاه و مدیران نالایق وزارت علوم باید بی درنگ نسبت به اخراج و دستگیری و معرفی این افراد و تمامی همدستان آنها به قوه قضائیه اقدام کنند و تمامی نشریات ضد انقلاب هرچه سریعتر متوقف شوند. هرگونه مساحمه در این زمینه مساوی است با ورود شهادت طلبانه ی دانشجویان مسلمان و انقلابی به صحنه کارزار حسینی.

 

ما منتظرینم تا محرم گردد

 هنگامه امتحان میسر گردد

ما می دانیم و تیغ وحلقوم شما

 یک مو زسر علی اگر کم گردد

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

 

 

این که  می گن  نخ سرنوشت هر ادمی را با 2 رنگ سرشتن یکی سفید دیگری سیاه راسته آینه بخت ما هم همیشه یکسانه .همیشه چهر یه مرد یه آدم خسته که از بهترین های دنیا یک رنگی را کرایه گرفته .یک رنگی که نه از صداقت از بطالت است . چند روز از در خانه بیرون نیامدم وقتی مردم را می بینم که با چه ذوقی از این مغازه به آن مغازه می رن  اگرم پول داشته باشه ولی باز در حال گردیدن انگار این  که مجبورشون کردن . اما برای من همه چیز مثل همیشه است مثل همیشه است دلم می خواد بدانم واقعا چه مزه ای داره .

بد بخت اگر مسجد ادینه بسازد با سقف فور آید یا قبله کج آید سال نو . دنیای من همیشه همونی بوده که باید باشه هیچ وقت آن چیزی نبوده که دلم بخواد همیشه سایه شوم حسرت مثل بغضی رو گلوم بوده حسرت مهر پدرانه و مادرانه خواهرانه هم چیز که می شه اسمش را خانواده گذاشت یا در یک کلمه ما بودن را احساس کنم .امشب کمتر از چند ساعت به تحویل سال مونده وقتی سال نو های عمرم نگاه می کنم دریغ از یک دست نوازش آمیز امسال دومین سالی که عیدم را با یاد زیباترین عشقم تحویل می کنم . به یاد مرد بودنم گریه ام می گیره

حماقت مردان بی ادعا غروب مردان بی موطن  و مردانی که از مردانگیشان مردن بی صدا را اموختن مردانی که دلشان خواست با تمام وجود گریه کنند . طلب درخواست چیزی را با گریه بخواهند تنها چیزی که یک کودک هم توانی آن را دارد .اما نگاه مردان لکاته به سر . خنده خالی باجی های زیر بازار او را در حسرت همین اشک به فراموشخانه برد جای که سر اخر تنها چیزی که  از سر اخر وجود مداشت  به یاد داشت همین   گریه کردن بود

حسرتم ر را می شنوم که چگونه از اعماق قلبم او را می خواد چشمانم غرق در نوری بی پایان . صدای مردی که آموخته بود باید با سکوت مرد دیواره های زندان و رویای آزادی سراسر وجودم را به کالبدی چوبین مبدل ساخته که ار آزادی فقررویای با تو بودن را به یاد دارم . دوست دارم هر جای دنیا که باشی باز من عاشقتم

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

مطالب قدیمی‌تر