تبليغاتX
ســـــیاســت نامـــــــــه

جزر و مد در دریایی مواج اقتصاد ایران

 

در اینکه رفاه و پیشرفت و کلیه عناصر متشکله و هم خانواده چون( امنیت . نهاد های بین المللی .امید به آینده).و  هر انچه که از آن به عنوان سعادتمندی  تعبیر می شود ( الخص سعادت  دنیوی ) در بدنه بخش خصوصی زاده و رشد و نمو پیدا می کند .

عبارت های ذیل هر کدام به تنهایی گویای نارسی و سکون و کندی  اقتصاد دولتی هست و نادیده انگاشتن بخش خصوصی است .  و راغم لزومی در تفصیل و تفسیر  در هر کدام از موراد ذیل نمی بینم .

1-بسط و گسترش دولت و بخش بروکرات  و عدم انعطاف بر اساس مصالح دیکته شده و( نادیده گرفتن منافع بیشتر از واقع برای گروه خارج از حکومت ) و سایر ملزومات اقتصاد دولتی  توان پاسخ گویی به اقتصاد پر شتاب را ندارد .

2-خارج شدن از دایره  راهنما یی و جهت دهی  و گرفتن فرمان وپست  اجرایی   و دخل و تصرف در همه امور مرتبط و نامرتبط 

3-زیان دهی بالا و  عدم توجه به این زیان دهی و خرج کردن از منابع کثیر دولت و عدم مشاهد زیان ها

4-ساپورت های دولتی و عدم انگیزه برای رشد و نمو

5-وجود واژه ای چون استخدام حقوق مادام العمر  و غیره

6-رواج رشوه فامیل بازی. کادر خارج از تخصص. کند شدن اقتصاد در کانل های کاغذ بازی و بورکراسی

7-خانه تکانی ارکان تصمیم گیر و مدیران باسابقه پس از قبض قدرت از طریق انتخابات و الحاق حق انتصاب به رئیس دولت .

بسیاری  از نظریه پردازان اقتصادی با گرایش دینی و سوسیالیستی (سرمایه داری )را یکی  از وجوه نارس و نابالغ دمکراسی قلمداد می کنند . و ارضا نیازهای مادی که رفاه اقتصادی را به همراه دارد قاتل بالفطره معنویت قلمداد میکنند  که انسانیت را در ماشینیزم سرمایه داری مسخ کرده  و فقط مانند یک شبه حیوان بدون اختیار در میان مواهب نیاز های می گرداند  .

اما واقعیت امر در این است که اقتصاد و سیاست به معنی اعم ( آزادی مدنی و غیره ) دوقلوهای به هم چسبیده هستند که برای رسیدن به آرمان شهر هریک باید به آرمان شهر دیگری سری زد . اما اگر به خواهیم خارج از اقتصاد صرف و کلیده واژه های چون نگرش آدام اسمیت . سودگران . مرکانتلیست ها به اقتصاد نگاه کنیم و اقتصاد ایران را به دور از هر قالب بندی و به  فراخور ایران و ایرانیت بدون دیکته های اساتید کالیفرنیایی و غیره مورد مطالع قرار دهیم . نیازمند مطالعه شخصی و دولتی هستیم .

و به فراخور  به یک سال پیش و به جریان انتخابات گذشته بر می گردیم .

هاشمی به عنوان نماد سرمایه داری با شعار کمک  چند میلیاردی به بخش خصوصی و احمدی نژاد به عنوان نماد توده های مردمی با شعار نفت بر سر سفرها به عنوان ناجی اقتصاد خانواده ها به رقابت پرداختند و سر آخر سناریوی انتخابات با پیروزی توده ها ( شکم بینان و یا تا نوک بینان بینی  ) کسانی که به دنبال تامین مایحتاج روزانه هستند و اقتصاد جمعی و پیشرفت کشور برای انان جایگاهی ندارد و اگر هم دارد جایگاهی بعدی را دارد .

اگر می خواستیم فرانسه و هر یک از کشورهای اروپایی را مطالعه کنیم با ذکر چند عنصر و جدول و سیستم و ذکر عناصر قدرتمند و شرکت ها به راحتی اقتصاد یک سال و چنده سال آینده را مشاهده کنیم اما  از آنجا که ما ایرانیم و اینجا ایران است نمی توانیم به برنامه و جدول اقتصاد همین سال  هم اکتفا کنیم چه به  رسد بخواهیم پیش بینی کنیم  . و مجبوریم بدون توجه به سایر عوامل و تاثیر گذاران به گردانند .و به همین منظور به سراغ  سوزن بان یا لکومتیو ران اقتصاد ایران رئیس دولت شخص رئیس جمهور می رویم که بر اساس سلایق و آرزوها بدون کارشناسی اقتصادی برا ساس شاکله دینی و مذهبی و طبقه ای خود به عشق خرج کردن دارمد های نفتی برای تبلیغات دور آتی ریاست جمهوری  ( با سفرهای استانی و سخن گفتن از آن تریبون و بخشش از بودجه دولت  سعی در جذب آرای مردم در دور آتی دارند) .قطار اقتصاد ایران در ریل احمدی نژاد با چنان سرعتی شروع به حرکت کرد که اگر همین امروز ترمز قطار اقتصادی ایشان را بکشیم  چند سال آینده در نا کجاآبادی  می ایستد .

اینجانب قصد ارزش گذاری و حتی مقایسه ایشان با هر کدام از رئیس جمهور های پیشین را ندارم و نخواهم داشت کارنامه هر کدام از روسای پیشین دارای معایب و نواقصی هست که لاجرم نمی توان آن را نادیده انگاشت اما چون این جا ایران است و اقتصاد دولتی با مردمی چشم به انتظار به دست های دولت برای بخشش حقوقشان هست مجبورم شخص رئیس جمهور را مورد محاق و زوم دوربین قرار خود قرار دهم و قضاوت را به وجودان هریک احاله کنم   . برای کشف شکاف موجود مثالی را به استحضار می رسانم .

برنامه: در ایران چیزی به عنوان برنامه به معنی الخص و چه از لحاظ عام وجود داخلی و خارجی ندارد و مختص به بخش مقننه و مجریه هم  نمی شود . خارج از بعد روانشناسانه که ایرانی ها تنبلند و غیره .......... فالواقع در ایران برنامه وجود ندارد و سقم این ادعا را  می توان در کسری 50% بودجه با توجه با رقم قابل توجه مستعمل شده صندوق ذخیره ارزی به عنوان افتخارات دولت پیشین به دون توجه به شرایط فوق ویژه کنونی و بحران ها و تحریمات روز افزون شورای امنیت و اگر این رقم را با کسری بودجه کشور ثالثی چون فرانسه مقایسه کنیم که کسری بودجه اش زیر خط 3% و 2% است( بدون استعمال از صندوق ذخیره ارزی ) و اصلا یکی از شروط پیوستن به اتحادیه اروپا کسری بودجه با نرخ  زیر 3% است .متوجه این افتضاح می شویم که این جانب می توانم به فراخور در رساله مفتضحنامه ی شرحی از فهرست اسماء ذاله و متکبر العلما این سیاست ارائه دهم . شبح این فاجعه را می تواتنیم تعمیم دهیم و ریز مورد کاوش قرار دهیم .

آری در ایران چیزی به عنوان برنامه وجود ندارد و اینجانب قصد ندارم این پدیده را با گره زدن به عوامل داخلی و خارجی مثل اقازاده ها ( جزایری ها ) و یا رانت  و رانتیر توجیح و یا ماست مالی کنم . و تنها پاسخی که می توان به این سوال بدهم وجود المنت ها و عناصر و مجهولات بسیار در معدلات چندصد میلیون مجهولی اقتصاد ایران نام برد که با فشار دولت نادیده انگاشته می شود دولتی که تمایل دارد  سلایق خود را در اقتصاد تعمیم دهد .

عدم درک درست دولتمردان با  بخش سازنده و شکل دهند  خصوصی نام برد .

رسالت ماشه چکانی و اتاق تکانی بخش خصوصی در ایران به چنان داستانی تبدیل شده که شهزاده اگر می دانست به جای هزار شب یک میلیون شب برای پادشاه می سراد تا لااقل پادشاه رسم حکومت کردن بدون اقتصاد را بیاموزد . رسالتی که از تصفیه حساب شخصی و عدم تمایل به قیافه مدیران به سلایق و نادیده انگاشتن منافع بخش کثیری از سازند گان اقتصاد این کشور هم سرایت کرده .

فی الجمله می توان تغییر هئیت مدیره بانک پارسیان با اعمال فشار شخص رئیس جمهور به بانک مرکزی اشاره کرد و هزاران از دست پا های این بدنه بد شکل که نه پول و نه قدرت پارسیان را دارند که صدایشان را بلند کنند هزاران از شناگرانی که ترجیح می دهند یک کم دورتر در آبهای نیلگون خلیج فارس و در جوار کشور امارات بدون تشویش از سیاست خلع الساعه و بدون مقدمه دولت مهروز 9 شنا کنند  .

پارتیزان

 

+ نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

شعاری با نام درودی برای توقیف 

بسته شدن وبلاگ خانم منیژه غزنویان  

نوشتن برای خود به دور از قالب بندی به دور از سانسور به دور از منتخبین گزینش شده که بر اساس نام رسانه مطالب را مطالعه می کنند با ورود وبلاگ نویسی به صورت رایگان به روئیت مخاطبین رسید تا شاید درخت آزادی این بار از ریشه  آزادی بیان بتواند این نهال نو پا را تنومند کند . اما عدم فرهنگ یا درک درست  انتقاد تبر گزینش را تیز تر کرد تا هواپیمای بلند  نشده انقلاب با کمربند محکم تری  مسافر های خودش را در فرودگاه  اتوپیای خود   راهنمایی  کند اما این بار وبلاگی بسته شده که نه از فرد یا گروه یا حزب خاصی انتقاد می کرد نه طرفداری . وبلاگ خانم منیژه غزنویان به دور اسم مستعار برای آزادی و واقعیات نوشته می شد نه از سازمان سیا پول می گرفت نه موساد نه جاسوس آمریکای ها بود نه سایت و تلویزون با مخاطبین بسیار .نه اقدامی علیه امنیت ملی کرده بود نه تشویش اذهان عمومی  وبلاگ خانم غزنویان این بار توسط باغبان تحجر که خارج از دایره واقعیات نظام ایران است تحجری که رگ های هزاران باغبان آزاده را از رگ زده بود باغبانانی که به عشق دیدن رشد نهال نوپا درخت آزادی می کاشتند . خنجرتحجر بدون نگاه کردن شاخه های سبز و خشک همه را قطع  این بار وبلاگی را با خودش به محاق سوزاندن برد که جز چند یاداشت شخصی و درد دلی از واقعیات اجتماعی و سیاسی چیز خاصی را افاده نمی داشت شاید چند جمله برای حقوق زن این بار طاقت باغبانی که فقط قطع کردن را بلدند را تاب کرد به دون آن که توان پاسخ دادن داشته باشند وبلاگی را به اعماق فراموشی سپارد تا فردا از یاد مخاطبانش برود انگار اصلا و بلاگی با این نام از مادر زاده نشده بود واقعیت سختی است که از باغبانی که فقط برای  دیدن رشد نهالش تلاش می کند بگویم برو که به حکم سلیقه شما توان یا بهتر بگویم لیاقت دیدن ندارین .وبلاگ خانم غزنویان به فراموشی رفت اما این واقعیتی است که با رشد بیان قطع کردن زبان هم  رشد کرد این فرهنگ قرون وسطایی که اندیشه را در قالب خود کانالیزه می کند  و  آزادی را وعدی می کند  جز در بدنه این قاتلین توان رشد کردن ندارد . به امید روزی که خانم غزنویان این بار در دشت  امید نهال های آزادی را پرورش دهد .

پارتیزان

+ نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

ایران و منطقه

 

یکی از اصول اولیه برای رسیدن به صلح در تاریخ سیاسی ایران  و روابط بین الملل موازنه قوا یا کلید واژه های چون توازن .بالانس بین قدرت های است .

اگر به خواهیم با این دید به منطقه خاورمیانه نگاه کنیم می توانیم عناصر و بازی ساز ها را در قالبی برای رسیدن به  منطقی برای پاسخ گفتن به خیلی از  سوال ها برسیم .

در گام نخست : به ارزیابی و بررسی عناصر .و بازی سازهای منطقه ای می پردازم قطر عمان کویت عربستان مصر ایران امارات بحرین سوریه عراق اردن و فلسطین و اسرائیل و غیره ............می پردازم آن چه که به وضوح مشاهده می شود دست بندی این کشورها از لحاظ قدرت و دین و نژاد است .

کشورهای چون بحرین و قطر و غیره ...کشورهای هستند که هم از لحاظ نژاد و مذهب قدرت و سیاست های امنیتی و خارجی تابع برادربزرگتر خود عربستان هستند و مشترک القولند . و رابطه خوبی با جهان غرب دارند اما در این شکل ایران و سوریه با تصویر متفاوت این شاکله را به شکلی نارس و ناموزن تبدیل کرده است و با سایر اعضا وفاق زیادی ندارند.

 گام دوم: نگاه از روزنه قدرت به این پندار تمامی کشورهای منطقه به ویژه خلیج فارس از نظر بعد انسانی و سرزمینی و سایر ملزومات قدرت بالخص نظامی و اقتصادی با یکدیگر تفاوت فاحشی دارند و نمی توان قطر و سایر کشورهای ذره حاشیه خلیج فارس را با ایران مقایسه کرد اما این نکته حائز اهمیت است که این کشورها برای ایفای نقش چنان سیاست خارجی  خود را با آمریکا و متفقانش گره زدند که توانستند نقشی بسیار بالاتر از توقع از حد و اندازه خود ایفا کنند و پول نفت و درامد سرانه بالا با نرخ جمعیت کم توانسته انها را در راستای این سیاست یاری دهد . اما تنها شکل از اشکال این شاکله ایران است که نه از لحاظ نژاد نه از لحاظ  مذهب نه سایر  متغیرها حتی ساختار سیاسی ( جمهوری متضاد با سلطنت ) با مجموعه عوامل این سیستم در یک جا نمی گنجد .

و تا به حال با  سعی و کوشش و صرف هزینه های  متعدد در رابطه با این قماش کشورها به عنوان نقش های میانجی گر با جهان غرب جواب نداده است . و  اشتباهی فاحش در دکترین محاسباتی ایران در منطقه بوده است . و اگر چشم . ابروی به حساب اشارت از این گرگ های میش نما مشاهده شد فقط  به دلیل نیاز های منطقه ای و همسایه ای بوده است .

اما واقعیت امر این است که جهان غرب خارج از نگاه دین و مشترکات اقتصادی به ایران نگاه می کند .نژاد .مذهب . حمایت های امنیتی و فایناس های جهانی) .

کشورهای سلطنت طلب خلیج فارس چه قبل از انقلاب چه بعد هیچ گاه نتوانستند به ایران به چشم یک دوست بنگرند و اگر بخواهیم همه این عوامل را به گردن غرب بیاندازیم به خطا رفتیم .واقیت امر این است که ما  با هیچ یک از این کشورها سنخیتی نداریم و تنها نیازها  در خور به کشورهای همسایه است هرگونه هزینه برای دست یابی به کرسی برادری و کسب اطمینان مطلق هزینه پوچ یا آب در هاون کوبیدن است

اما بحث اصلی که همان موازنه قوا است که در مقدمه به عنوان ابزار و روشی کهن در دستیابی به صلح و امنیت است در منطقه مورد بررسی قرار می دهیم .

کشورهای منطقه در حال حاضر از لحاظ قدرت با یکدیگر در سطحی یکسان و تفاوت های ناچیزی قرار دارند . و تمامی این عوامل سعی در حفظ وضع موجود دارند .اگر کشوری از لحاظ بعد اقتصادی و نظامی (مثلا دست یابی به سلاح هسته ای ) این موازنه را بشکند آنوقت جنگ را به عنوان تنها گزینه و به صرفه ترین گزینه  طرفدار خاص خودش را بدست می آورد .

چون هیچ تضمینی برای رسیدن به صلح و عدم تجاوز کشور پیشرفت کرده وجود ندارد.

یکی از این عوامل که در از بین بردن این توازن نقش چشم گیری دارد هسته ای شدن ایران است که با تحریک کشورهای غربی تسلیحاتی شدن ایرن و دست یابی سلاح هسته ای هم نیز می توان تشدید زا کرد .

هیچ یک از کشورهای عرب و خاورمیانه از بعد منطقه ای نظامی امنیتی تاریخی و نژاد مذهبی خواهان این نیستند که ایران جمهوری ضد سلطنت طلب شیعه فارس (مجوز )به سلاح هسته ای برسد و اتکاء به هر کدام از این کشور ها اشتباهی فاحش است .

ایران صلح آمیز هسته ای حتی فقط با احتمال دست یابی به سلاح هسته ای برای کشورهای خاورمیانه این توقع را ایجاد می کند که از جهان غرب انرژی هسته ای را مطالعه کند . چه بسا بمب هسته ای در دکترین امینتی سلاحی نیست که در خور استفاده باشد و فقط به عنوان عاملی باز دارنده در خطر حمله است .

در شمار 285 کشور دنیا شاید تعداد محدودی بمب هسته ای داشته باشند کوچک تر از آن جز 2 بمب استفاده شده در ناکازاکی و هیروشیما در خلال جنگ جهانی دوم تجربه  استفاده وجود نداشته است  .اما چه دلیل وجود دارد ایران هسته ای بدون بمب هسته ای آنقدر در منطقه و عام تر در جهان تهدید آمیز و خطرناک محسوب می شود در پندار می توان چنیدن عامل ر ا برشمرد .

1-                     پنهان کردن برنامه در مدتی چون 1 دهه و بیشتر 2-شعارها و اقدامات نظام انقلابی ایران 3-دشمنان بسیار و عدم تضمین و رسیدن به امنیت مطلوب 4-شکسته نشدن موازنه قوا

این عناصر بخشی از عناصر وجود داشته است و می توان به تفصیل و تفسیر موارد موجود را بسط و شرح داد اما چه عاملی وجود داشت که نظر اروپائیان به ایران بر می گردد نظری که به عمل هم مشاهده می شود .75%و 90%نیروگاه های ایران توسط المان ها و فرانسوی ها ساخته شده بحثی طولانی دارد که در این مقاله نمی گنجد .

پارتیزان

 

+ نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

ایران و دوستان چب

وقتی ارشیو عکس های رئیس جمهور محترم را در این 1 سال چندماه مشاهد می کنم با نوعی شگفتی روبرو می شوم  که ایران نه بهتر بگویم شخص  رئیس جمهور چه دوست های جالبی دارد هوگو چاوس اروگتا. مورالس. کاسترو پوتین و غیره.کمتر کسی هست که اخبار و رسانه ها الفبای جنجال سازی خود را با نام اینها شروع نکنند  .

چهر های مخالف با آمریکا که در انتقاد از سیاست یکجانبه گرایانه شهره هستند اما وقتی دوربین خود را از این رهبران به کل کشور هایشان زوم می کنم . تنها چیزی که نمی بینم پیشرفت آزادی و حتی دمکراسی هست .

کوبا : یکی از ضد دین ترین کشورها

ونزوئلا: کشوری که به حکم مواهب نفت پول های خود را در جیب دوستان بولیوی می ریزد رئیس جمهورانی که یا مثل کاسترو مادام العمرند یا مثل چاوس و پوتین که هر کدام دوره دوم ریاست جمهوری خود را طی می کنند .

در این نکته که داشتن هم پیمانانی  در سایر نقاط یکی از اصول اولیه در راه تحقق ایده ها و احیای حقوق در جامعه جهانی است شکی نیست .اما اتکا به دوستان امریکای لاتینی با ایده های سوسیال مابانه ما را به کجا می رساند و ما می توانیم با اتکاء به این شخصیت ها نه ملت ها کشتی خود را در ساحل امن برسانیم . در مقاله پیش راغم به تفسیر به بعد تاریخی و فرموشی تاریخ مردم خود توجه داشت اما اگر بخواهیم سناریوی را ترسیم کنیم و ایران فردای متکی به این چب گرایان

 تندرو که اولیه ترین اصول دومکراسی را نادیده می گیرند و دولت هایشان  جزو اولین ناقضین حقوق شهروندان خود از سوی دیدبان حقوق بشر سازمان ملل متحد هستند به کجا خواهد رسید وقتی می خواهیم مشترکات ایران را با این چند کشور را مورد توجه قرار دهیم هیچ المنت روشنی جز دشمنی با آمریکا نمی توانیم ببینیم از نظر دین نه در مورد تفاوت بلکه تضاد در رابطه با وجود دین است . در مورادی مثال کوبا مبازات زیادی با پیروان ادیان می کند  نژاد اشتراکی وجود ندارد . مصافت و روابط منطقه ای خاصی وجود ندارد . مشترکات اقتصادی زیادی به جز رابطه با ونزوئلا در سازمان اوپک مشاهد نمی شود و تنها المنت و عامل نزدیکی با این قماش کشورها دشمنی مشترک با ایالات متحده  آمریکا است .

مزه تلخ قراردادهای فینکن اشتاین و انگلستان و بازی دادن کشورهای اروپایی هنوز از دهان ایرانی ها پاک نشده . هنوز حافظه تاریخی ایران میانجی گری های فرانسه در رابطه با عراق با فراموشی نرفته .

ونزوئلا و سایر دوستان لاتینی مهرهای قابل اتکا برای پیشبرد ایران در احقاق حقوق ایران نیستند و کشتی ایران در دریای مواج شورای امنیت به منزلگاه مقصود نمی رساند .

پارتیزان

+ نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

محبت  بی دریغ روس ها

سرنوشت هر کشوری را با یه نخ سرشتن و انگار از میان رنگ ها رنگ سیاه نصیب سرنوشت کشور ما شد اینکه این مسئله چقدر  به  ارتجاع داخلی  ما مربوط و چقدر به استعمار خارجی جای بحث است اما این نکته حائز اهمیت هست که این ما بودیم که اجازه دادیم بی لیاقت های چندین قرن سرنوشت و زمامداری این مملکت را به دست گیرند و سرشت و مردم ما خواهان این پادشاهان بودند اما خالی از لطف نیست که ما هم از دوستی با روس ها مباحاتی در خور در طول تاریخ نصیبمان شده که هیچ گاه هیچ مرحمی آن را از یاد ها نمی برد و لی انگار این زخم ها هم فراموش شدند نمی خواهم در ابتدای مقاله تعصب و بدبینی را تزریق کنم و خود را در مضام دایجان ناپلئون زدگی روسی قرار دهم اما ترس این دارم که این شکنبه گرگ ردیه هم با از مزه نیفتاده باشد و دوستان روس هوس تناول این شکنیه را داشته باشند

 

****   ****  ****   *****  ****  ****   *******

 

سیاست خارجی ایران بعد از تحلیف قبای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد دچار نوعی برگشت و تغییر جهت شد  تا  برخلاف دوری خاتمی به سمت شرق و کشورهای آمریکای لاتین تغیر جهت دهد  .تا با خیال  آسوده کشتی  هست ی خود را به  ناخودگان روسی بسپارد که شاید ما را در    ساحل امن و ارامش بنشاند . از آن رو که تاریخ چراغ راه آینده است و معمولا توسط ما یرانیان رو به فراومشی می رود به فراخور این مقاله تصمیم گرفتم نگاهی اجمالی و در خور توجه به روابط ایران و روسیه بیاندازم کشوری که  در چند سال اخیر با سفرهای پی در پی دولتمردان به عنوان کشور دوست شناختته میشود مورد بررسی قرارا دهم .

در حال حاضر سیستم و  نظام بین الملل  و انچه که جهت دهند کشورهای کوچک تر می شود به صورت تک قطبی اداره می شود . و لزوما روسیه و پس از آن چین به عنوان قدرت های درجه 2و 3 محسوب می شوند فوق ذکر این جانب قصد ارزش گذاری نظامی را نداشته ام و بیشتر تعهدات سیاسی و اقتصادی را ملاک قرادادم تا  مورد تذگر قرار بدهم که  هیچ یک از این دو کشور به عنوان حامیان سیاست هسته ای ما توان جبران زیان های اقتصادی و سیاسی خود را ندارند . و منافع ملی خود مرجح به بازی های بیم المللی می داند

اگر به خواهیم نگاه کوتاه به تاریخ سیاسی ایران بیاندازیم میان رجال سیاسی خود یک نوع شکافی را حس می کنیم که گروهی به دامن کنسول گری روس و گروهی دیگر کنوسل گری انگلیس پناهنده می شدند و هر وقت میان این دو کشور توافقی احساس می شد به سوی نیروی سومی پناهند می شدند که نام دو کشور آمریکا و آلمان درخشش زیادی دارد . و هر کدام از ا ن ها با توجه به منافع خاص خود چند صباحی صبح امید سیاست مداران ما روشن می کردند و نیمه شب سراب امید به تارخ رجعت  می دادند. مزه ی شیرین پیروزی را به لقای آن زهر می کردند .در بین دشمنان ایران که حقارت و خفت خاصی را به ایرانیان تحمیل کرده نام روسیه بیشتر از هر دشمن خارجی درخشش خاصی دارد . که اگر به خواهم فهرست وار زیان های که این کشور در طول تاریخ به ما زدند را لیست کنم در این مقاله نمی گنجد شاید بعضی ها اینجانب را به دا  یجان ناپلئون زدگی متهم کنند و بگوبند که از بدبینی مضمن سیاسی ناشی میشود اما من معتقدم ابله آن کشوری است که از یک سوراخ دوباره گزیده شود . آری روسیه بیشتر از هرکشور دیگر آمریکا را دشمن می داند و حاضر است با تمام وجود تحقیری که در این چند سال شده است را جبران کند و خود را به عنوان قطبی جدید و چه بسا تنها قطب دیگر مطرح کند اما روسیه آنقدر واقع بین هست که در حال حاضر توان مبارزه با آمریکا را ندارد و اگر بر روی موضع ایران پافشاری میکند فقط برای امتیاز گیری از غرب است تا انجا که خطری وجود نداشته باشد ادامه می دهد و سر آخر خود را وارد معرکه کند و به عنوان تنها ناجی اروپا و غرب و تمام کنند این بازی خودش را مطرح کند . اگر به خواهیم به وضعیت دوکشور را مورد بررسی قرار دهیم بیاد عوامل جاذبه و دافع هر کدام از طرفین را مورد بررسی قرار دهیم چه در سطح روابط دوکشور چه جهان هر دوی این دوکشور مخالف غرب و هژمونی ک قطبی هستند و تشابهاتی در سیاست مبارزه با مواد مخدر و تروریسم دراند ایران نیازمد به روسیه و متکی است در حالی که روسیه هیچ نیازی در سطح بین المللی نسبت به ایران ندارد و اصولا با نظام بین الملل هیچ گونه تنشی ندارد و در حال بهبود هم هست و از لحاظ تاریخی و دینی و نژادی با غر ب دارد تا نسبت به ایرانی که شعار نه غربی و شرقی می دهد   ایران یک پنجم ترکیه یا عرب خلیج فارس غربی با روسیه روابط تجاری دارد و هرگونه تنش ایران با اعراب و غیره برای روسیه در منطقه مشکل می تراشد و از سوی دیگر ایران با توان گاز بالای  خود که رتبه 2 جهان را به خود اختصاص داده است می تواند کارتل انحصار صدور گاز به اروپا را از روسیه که از انرژی استفاده ابزاری می کند را بگیرد و درگیریهای در منطقه دریای خزر  دارند . نگاه تاریخی به روسیه خود گواه این مدعاست که روس ها حامیان خوبی در مسئله هسته ی نیستدند و تنها به دنبال گرفتن امتیاز از غربی ها دلار های ایران برای فروش سیستم پرهزینه و پر استهلاک  هسته خود و جلوگیری از هرگونه رابطه با غرب برای فروش گاز ایران به اروپا هسستند . و استفاده از ایران برای مطرح کردن  خود به عنوان قدرت جهانی .تروس ها کسانی بودند کی در یک قرن تاریخ ایران علاوه بر فجایحی چون دوجنگ و گرفتن شهرهای شمالی ایران و تحمیل قراداد های سنگین گلستان و ترکمن چای علاوه بر نابودی اقتصاد و فرهنگ ما با حمایت از مستبدین ایرانی که به عینه در قرداد ترکمن چای حمایت خود را از حفظ تاج و تخت سلاطین قاجار اعلام کرده بود . با مشروطه ملی ما به دشمنی پرداخت و لیاخوف مجلس ما را به توپ بست.  روس ها کسانی هستند که به محمد علی شاه پناهندگی دادند روس ها کسانی هستند که خائنانی چون پیشه وری را در خاک خود پرورش دادند تا آذر بایجان را از ایران جدا کنند روس ها کسانی هستند که اگر التماتوم آمریکای ها نبود با ارتش برجای مانده از جنگ جهانی دوم ایران را می بلعیدند تحریکات قومی از کردهای کردستان و ترک های آذر بایجان برای تجزیه از ایران حمایت کردند حمایت از حزب توده تحمیل شرایط سخت برای تقسیم دریای خزر _ ترس این نکته وجود دارد که ایران به خاطر مسئله هسته ای امتیازاتی بدهد

در حالی که ایرانیان متکی به روس ها هستند تا کشتی هست های آن ها را حفظ کند روس ها در 2 قطعنامه شورای امنیت ازحق وتوی خود استفاده نکرد

عدم اتمام نیروگاه بو شهر

روس ها تنها دشمنانی هستند که ایراینان با تمام فراموشی تاریخی  خود ظلمشان را فراموش نمی کند

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |

هدایت و  قهرمانان در دامن ایرانیان

شاید بسی ناموزن و شاید نامونس باشد صحبت از یک نویسنده آن هم در وبلاگی که هیچ سنخیتی  با ادبیات ندارد این نوشته برای هدایت است   اما موضوعیت من باب قهرمانانی است که یک روزه متولد  می شوند و شب هنگام از خاطر ها می روند نوشته زیر پاره ای از خاطرات دبیرستان من است که  چگونه جهل و جهود فکری و مخالفت با هر گونه دگر اندیشی را  به ما آموختند تا در دامان پر مهر معلمان دیکتاتوری و عدم فهم  نفر مخالف را بیاموزیم  .اما از ان جایی که ذهن های  ما تفاوت ها و منفی ها را زودتر یاد می گیرد زود توانستیم واقعیات را درک کنیم  پس و قتی صفحه های خاطراتم را ورق می زنم  و این قهرمان کشی و خوب و بد بازی را احساس می کنم چارهی جر نوشتن و تسکین دل ندارم

 

******************************************************

هم چیز از یک حادثه شروع شد .  از آن ها حادثه های که هر کس اسمش می

گذارد اتفاق یا شایدم خاطره .دوم دبیرستان بودم معلم بینش اسلامی مون که همیشه ادعای فضلش می شد و خودش را عالم بی خطا می دونست . شر وع کرد در مورد هدایت به سخن رانی بعد از اینکه سخن از پوچ گرایی و نهلیستی گفت تشت فضولات جهود فکری را  من باب تفاخر باز کرد و بعد از کلی شست شو در الکلنگ فکری هدایت را محکوم کرد که مایه فساد شده و از درکات جهنم مستفیض شده  نمی دانم چه سری در آن گفتار بود که از فردا همه هدایت خوان شدن یکی عکسش را پوستر کرد و آن دیگری از برای گفتن سخن از او افاده می داشت .اولین کتابی که از هدایت خواندم روی دیگر صادق هدایت بود که چندین داستان عاشقانه داشت اما  آن چیزی که نظر مرا به خودش جلب کرد ادبیات و یا حتی شهرت هدایت نبود بیشتر آن کلاسی بود که صادق هدایت داشت هر کس که کتابش را دستم می دید با یه نگاه خاصی نگاهم می کرد نمی دانم جریان چی بود همه فکر می کردند که امروز فرادا رفتنیم  اما الان دقیقا 5 سال از آن سال ها گذشته و من هنوز زندهم به نظر من نوع مرگ همیشه باعث شهرت می شه اما شیوهاشم بی تاثیر نیست شاید اگه هدایت خودکشی نمی کرد و یا اگر در شهرت خودکشی نمی کرد و یا حتی به شیوه خاص خود ش خود کشی نمی کرد امروز انقدر کتاب هایش نبورس بود اینکه صادق هدایت از نظر ادبی در رتبه بالای هست شکی نیست اینکه فرانسوی ها آن می شناسن یا بهتر بگم براش به اسمش جشنواره می گیرن یا اصلا ادبیات فارسی را به اسم صادق هدایت می شناسن شکی نیست اما واقعا  یم می دونم در ایران به خاطر هیچ یک از مضامین بالا مشهور نشده ما ایرانی ها جستجو گریم و همیشه وقتی جو را می افته خیلی زود تحت تاثیر جو را می افتیم من 5 بار کتاب بوف کور خوندم جز مشتی خیالام موهن سورالیستی فی الواقع چیز خاصی نفهمیدم اما وقتی از بچه دوم راهنمایی می پرسم می گه خیلی عالی بود خیلی با حال بودش و مشتی اراجیف متمدانه بر شیوه سخیف رهسپاره درکات رابعه می کنه تا روح هدایت مشوش حضور این نابغه جلق بشه . بحث روی تفاوت و همان عدم فهم چون کسی آن کتاب درک نمی کنه و فهمش سخت می دونه عالی می دونه تفاوت در شیوه بیان در محتوا .

آن چیزی که دیگران یا نگفتند یا جرئت گفتن ندارند اما هدایت واقعا نبغه بود نابغه با گذر از شخصیت  ایرانی یک راهب متفکر که از کنفسیوس و یا بودا چیزی کم ندارد او مثل بودا یا کنفسیوس به اخلاق و را های رسیدن به حیات و بودن و نبودن نپرداخت شاهزاده قاجار به مرکب قلم فکر می کرد که بدون ریا افکارش را بر روی قلم ثبت می کردند ا برای مخاطبانش نمی نشود او برای خودش می نوشت سلیس و روانی بیانش خوانند را چون بازیگری منقش تصاویر می کرد . اما امروز ادبیات ما نیاز به قهرمانان چون هدایت اگر داشته باشد آنقدر اهمیت ندارد امروز ادبیا ت ما نیازمند خوانندگان هدایت فکر است آنهایی که می خوانند این نابغه محوری بر اساس جو چیز زیاد قدیمی نیست اصولا در کشورهای ما گدایی یک شب  ثروت مند میشود و سرباز و یا دور گرد سوار بر مرکب احساسات پادشاه می شود  مردمانی چو بسا گوسفند فکر با حماقتی بی مایه

 

پاره نوشته ای : برای هدایت

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت توسط کیانوش دل زنده |