تبليغاتX
سیاستنامه

سیاستنامه

دست نویس های شخصی

قزوین تنها شهری است که اصلاح طلبانش به خاطر منیت باوری به  وفاق نرسیدند و نتوانستند لیست مشترکی ارائه بدهند .

تمامی اینها به همت و تلاش بی وقفه سردبیر محترم نامه جناب عیسی صفری بود .

اما امروز وقتی چند ماه از انتخابات می گذرد و شکست اصلاح طلبان را انالیز می کنیم .متوجه می شویم که شکست انها علاوه بر ارائه لیست مشترک و وفاق فکری ریشه در علل و عواملی دیگر دارد .

به عنوان مثال اصول گرایان با 3 لیست وارد صحنه شوند  و پیروزی چشم  گیری را کسب کنند 1-. اصلاح  طلبان قزوین بیشتر از این که اصلاح طلب باشند منافع پرستانی هستند که در جهت وزش باد به دنبال کسب محبوبیت سیاسی از دست رفته خود هستند  2- این قبیاه گرایی بود که آنها را به ورطه سقوط سوق داد . این که هرچه از ما رسد نیکوست و هر نیکی از دیکری رسد مضموم .3-شایعاتی مبنی بر اینکه انتصاب عباس نیکویه به معاونت  امنیت سیاسی قزوین از سوی استاندار نصری با وجود اختلافات بیانگر تحمیل طیفی است  که نصری را بر سر کارآورد تا از این طریق انتخابات را به نفع خودشان تغییر دهند . حتی این روند تا انجا پیش برود که نیکویه بر مسند استانداری تکیه بزند .البته گوینده بر شایعاتی که هنور اثبات نشده است صحه می گذارد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت   توسط کیانوش دل زنده   | 

نامه و انتخابات شورای شهر

هنوز چند ماهی از حضورم در نامه نمی گذشت که به جلسه معارفه انتخابات دعوت شدم .

من که بعد از انتخابات ریاست جمهوری از انتخابات دلگیر شده بودم .

وقتی به جلسه دعوت شدم بیشتر به خاطر به احترام به شخص نوری و سایر اعضای تحریریه بود .و از همان آغاز به قصد همراهی از ان ایده بود تا همکاری و قتی از همان آغاز اختلافات را در روش تبلیغات در میان جمع نامه دیدم این شک برایم به یقین تبدیل شد که اعضای نامه بیشتر از این که خواهان اصلاح طلبان باشند و برای این ایده بجنگند نشریه انتخاباتی اصلاح طلبی است . نامه سومین دوره فعالیت خودش را می گذراند در میان سایر روسای قبلی نوری تنها شخصی بود که از خانواده مطبوعات نبود .از این می ترسیدم که نبادا نردبان ترقی گروهی شوم که هیچ اعقادی به اصلاحات ندارد .

اگر بخواهم همه تقصیر ها را گردن نوری بیندازم کار درستی نکردم ولی به جد می توانم بگویم نوری مرد کارهای سخت نبود وقتی آنقدر زود پس از 3 شماره. دیر کرد نشریه را بخاطر یک ساعت بهانه کرد فهمیدم که نام با پایان انتخابات به پایان راه خودش رسیده است . ان روز باورم شد نه تنها نردبان شده ایم بلکه به عنوان پیاده نظان در کارزاری جنگیدم که نه تنها پر چمدار منافع  شهروندان نیست بلکه از منافع کارمندان خودش هم حمایت نکرده است .

پرچمدار این حق کشی کسی نبود جز عطا.. نوری کسی که تمامی وجوه مرام را با مصاحبه با ایسنا به  ورطه ناجوان مردی سوق داد . وقتی خبر  آن ائتلاف کذایی که توسط عیسی صفری جور شده بود  را شنیدم فهمیدم که عیسی علاوه بر روزنامه نگاری در کار ائتلاف چاق کنی هم هست  . نمی دانستم چی کنم بمانم و برای مرامی بجنگم که نه تنها به آن اعتقادی نداشتم بلکه  با ان  مخالفم بودم یا که بروم و دور نامه را برای همیشه خط بکشم پس ماندم تا برای نامه بجنگم . وقتی انتخابات تمام شد ما پیاده نظام قرار گذاشتیم تا به جنگ خود ادامه دهیم . چون اعتقاد داشتیم می توانستیم از تریبون نامه شهری آباد تر بسازیم تا چند تا نماینده که به دنبال بستن جیب خود برای تبلیغات دور بعد می ایند ولی دیری نگذشت سواره نظام ما را به خانه هایمان تبعید کرد تا با باقی دوستنان خانه نشین هم دردی کنیم الان بعد از چند ماه به حرف صادق درویش می رسم که می گفت : ادم باید کار اعتقادی کنه ولی اغتقاد یه یه مرام نه یه شخص

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت   توسط کیانوش دل زنده   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت   توسط کیانوش دل زنده   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت   توسط کیانوش دل زنده   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت   توسط کیانوش دل زنده   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت   توسط کیانوش دل زنده   | 

مطالب قدیمی‌تر