ترجمه و تلخيص: اميدـک.
خارج از بدبينيهايي كه نسبت به جوامع اسلامي خاورميانه وجود دارد، جهاني شدن با گرد هم آوردن شبكههاي گسترده مسلمانان، موجب تقويت بنيادگرايي در اين منطقه گشته، اين در حالي است كه اين جوامع، پيشتر از انسجام و وحدت چنداني برخوردار نبودهاند.
غالبا بنيادگرايي اسلامي به عنوان بازگشت مستقيم به گذشتههاي دور و متفاوت تلقي شده است و خاورميانه را به منطقهاي مبدل كرده كه در مقابل نفوذ جهاني شدن به معناي مرسوم آن موفق ظاهر شده است. جهان امروز به مكاني به مراتب كوچكتري از دوران پيامبر اسلام تبديل شده و از طرف ديگر قوانين اسلامي نه تنها در خدمت شهروندي جهاني شده قرار نگرفته بلكه آن را زير نقد هم برده است.
يكي از تعاريف جهاني شدن، به اين معني به كار رفته كه حجم وابستگي متقابل و تعامل در دنيا افزايش يافته است و اين مهم را ميتوان نتيجه انقلاب فناوريهاي حمل و نقل و ارتباطات دانست. بر اين باور، جهاني شدن جنبشهاي اسلامي بنيادگرا را تقويت نموده است و آنها يكي از نيروهاي در حال رشد در خاورميانه به شمار ميروند. جنبشهاي بنيادگراي مسلمانان نسبت به ساير جنبشهاي سياسي منطقه در افزايش سرعت ارتباطات و بسيج تودهها بهرهمندي بيشتري داشتهاند. بنابراين نگرش آنها نسبت به جامعه جهاني شده، نسبتا متفاوت از نگرش و سبك و سياق زندگي غربي است كه از طريق جهاني شدن، پيشرفت نموده و عموما روي آن تمركز بوده است. ايده آل اسلام گرايان از جامعه جهاني شده، عبارت است از ارتباط شبكهاي همه مسلمانان واقعي و سازمانهايشان به منظور بهبود و نزديكي تعريفشان از اسلام و آنچه به عنوان مسايل اسلامي واحد ديده ميشود از اين رو جهاني شدن نبايد معادل غربي شدن جهان پنداشته شود. يك نگاه دقيق به اندرون دنياي اسلام آشكار ميسازد كه در واقع اين جامعه فعالانه در فرآيندهاي متنوع جهاني شدن مشاركت دارد، احتمالا حتي بيشتر از ساير مناطق جهان و از نمودهاي آن جنبشهاي اسلامي را ميتوان نام برد كه يكي از موتورهاي جهاني شدن به شمار ميآيند. جهان اسلام به خودي خود تبديل به چيزي شبيه يك «دهكده اسلامي» شده كه عمدتا به خاطر فعاليتهاي گروههاي اسلامگرا است. پيشرفتهاي تكنولوژيكي سده بيستم به طرف نوعي از جهاني شدن در جهان اسلام منتهي شده كه هنوز لازم است تا گستره همه جانبهاش درك شود.
آنچه تصور ميشود اين است كه آيا سازمان جهاني شدهاي عليه جهاني شدن مبارزه ميكند؟ البته اگر تعبيرمان از جهاني شدن، بيش از يك جهت باشد، كمتر ضد و نقيض خواهد بود. غالبا ما در مورد جهاني شدن چنين فكر ميكنيم كه فرايندي است كه در آنجا ايدههاي مدرنيته غربي، توسعه اقتصادي يا الگوي سرمايهداري و فرآوردههاي فرهنگي غربي به ساير بخشهاي جهان سرايت كردهاند. با اين توصيف، ناچار خواهيم شد كه ساير مناطق جهان را كه احتمالا در جستجوي نوع خاص خودشان از جهاني شدنند، ناديده انگاريم. از اين منظر، جامعه مسلمانها، در يك تعريف پلوراليستي از جهاني شدن، سرعت چشمگيري داشته و در حال حاضر در كشورهايي كه 40 سال پيش بسيار ناشناخته بودند، نمود يافته است.
ابزارهاي پيشرفته حمل و نقل منجر به افزايش ساليانه حجاج مكه از 79000 نفر در سال 1929 به 2 ميليون نفر در دهه 1980 گرديده است . در حقيقت، مهمترين نيروهايي كه در جهاني شدن جهان اسلام تاثير داشتهاند، پترودلارهاي كشورهاي نفتي شبه جزيره عرب است.
براي نمونه دلارهاي ناشي از منابع فسيلي دولت سعودي، منجر به ساخت بيش از 1500 مسجد جديد در سراسر جهان اسلام گشته است. به همين منوال، جريان اين پول موجب بازتابهايي درغرب خاورميانه گرديده است. براي نمونه در مراكش جايي كه چندين سده منارههاي مساجد همواره در شكل چهارگوش ساخته ميشدند، اينك منارههاي گرد بسيار زيادي ديده ميشوند كه از كشورهاي اسلامي شرق منطقه الهام گرفتهاند. بسياري از مردم مراكش نسبت به اين منارههاي گرد همان احساسي را دارند كه مردم ايتاليا در مورد رستورانهاي مك دونالد در شهرهاي تاريخي كهنشان دارند.
به طور كلي نميتوان جهاني شدن در منطقه را صرفا غربي شدن در نظر گرفت؛ چرا كه تجربه خاورميانه در دهههاي اخير به اين نكته خاص محدود نميشود. براي نمونه، پيشرفت فناوري ارتباطي و حمل و نقل، مسايل دور از دسترسي همچون درگيري اسراييلي- فلسطيني را به موضوعات بحث عمومي و سرسفره شام خانوادهها تبديل نموده است. مهمترين تاثير جهاني شدن بر منطقه خاورميانه، كمك به ايجاد و تغذيه يك فهم مشترك از آنچه «اسلام» و «مسلمان بودن» معني ميدهد، بوده است.
بنابراين در نظر گرفتن توسعههايي در جهان اسلام به عنوان امر ضد جهاني شدن، اشتباه به نظر ميرسد. جهان اسلام به جاي رد جهاني شدن، در حال جستجوي راههاي خودش از اين پديده است. جهان اسلام و جهان غرب، هر دو، مسيرهاي خاص خود را دارند؛ اگرچه از ابزارهاي مشتركي بهره ميجويند. جهاني شدن هم به معناي دادن و هم به معناي گرفتن است. درخواست براي ارتباط و تعامل و گوش دادنِ بيشتر به سايرين براي پرهيز از تكگويي ميتواند گزينه مناسبي باشد.
عنوان اصلي اين مقاله، جهاني شدن و خاورميانه از سايت Yale Global و نوشته Frank Griffel، استاديار مطالعات اسلامي دپارتمان مطالعات، مذهبي دانشگاه ييل است.

«در 17 سپتامبر 1992 ساعت يازده شب، دو مرد مسلح كه ماسك بر چهره داشتند وارد يك رستوران يوناني به نام ميكونوس در منطقه ويلمر سدورف برلين شدند و حاضران اتاق پشتي رستوران را با اسلحه اتوماتيك يوزي و لاما- اسپشيال رولور به رگبار بسته و چهار مرد از جمله صادق شرفكندي دبيركل تبعيدي حزب دموكرات كردستان- حزبي كه رسما در ايران منحل شده- را به قتل رساندند».